جدید: پایان نامه ارشد رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی : بررسی آرای فقهی شهید صدر و شهید مطهری پیرامون اقتصاد

گرایش : فقه و مبانی حقوق اسلامی

عنوان :   مطالعه آرای فقهی شهید صدر و شهید مطهری پیرامون اقتصاد

دانشگاه آزاد اسلامي

واحد ياسوج

 دانشكده علوم انسانی، گروه الهیات

پايان‌نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد «M. A. »

گرایش: فقه و مبانی حقوق اسلامی

عنوان:

«مطالعه آرای فقهی شهید صدر و شهید مطهری پیرامون اقتصاد»

استاد راهنما:

دكتر یونس نیک‌اندیش

 استاد مشاور:

دكتر مهران جعفری

پایان نامه

بخش هایی از متن پایان نامه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

فهرست مطالب

عنوان                صفحه

چكيده 1

مقدمه 2

فصل اول:  کلیات

1- كليات 6

1-1- طرح تحقيق 6

1-1-1- بيان مسأله 6

1-1-2- پرسش اصلی پژوهش 9

1-1-3- فرضیه‌های پژوهش 9

1-1-4- اهداف پژوهش 9

1-1-5- سوابق پژوهش 10

1-1-6- اهمیت و ضرورت پژوهش 14

1-1-7- جنبه‌ی نوآوري تحقيق 16

1-1-8- روش تحقيق 16

1-1-9- محدوديت‌ها و مشكلات 16

1-2- مفاهيم 17

1-2-1- اقتصاد 17

1-2-2- نظام 17

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

1-2-3- نظام اقتصادی 17

1-2-4- نظام اقتصادی اسلامی 18

فصل دوم:  دیدگاه‌های اقتصادی اسلام

2- نظام اقتصادی اسلام 20

2-1- الگو در تعریف نظام اقتصادی اسلام 21

2-2- ویژگی‌های نظام اقتصادی اسلام 22

2-3- عناصر نظام اقتصادی اسلام 24

2-4- روش استنباط مبانی بینشی 25

فصل سوم:  دیدگاه های اقتصادی آیت‌ا… صدر

3- دیدگاه های اقتصادی آیت‌ا… صدر 27

3-1- توصیف علمی نبودن مبحث اقتصاد اسلامی 28

3-1-1-زمینه‌ی‌های اولیه 28

3-1-2-علم و مکتب از دیدگاه آیت ا.. صدر 29

3-1-3-اسلام و اقتصاد اسلامی 30

3-1-4- تأثیر علم و دین در حل معضلات 31

3-1-5-شرط تحقق اصول علمی در اقتصاد اسلامی 32

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

3-2- فضای علمی زمان آیت‌ا… صدر 33

3-2-1- علمی شدن اقتصاد در زمان کلاسیک و نئوکلاسیک 33

3-2-2- تأثیر اثبات‌گرایان منطقی و ابزار گرایان 34

3-2-3- جمع‌بندی تحولات حاکم بر‌اندیشه‌ی علمی دوره مورد بحث 35

3-3- تحلیل و مطالعه‌اندیشه‌های اقتصادی آیت‌ا… صدر 36

3-4- نگاه شهید صدر به راه‌های گریز از ربا 41

فصل چهارم:  دیدگاه‌های اقتصادی شهید مطهری

4- دیدگاه‌های اقتصادی شهید مطهری 51

4-1- تفیکیک میان روابط طبیعی و روابط اعتباری 52

4-2- واقع‌گرایی در نظام اقتصادی اسلام 54

4-3- نگاه آرمانی به بشر در‌اندیشه‌ی توحیدی 57

4-4- توسعه‌ی انسانی 59

4-5- توسعه‌ی اقتصادی 59

4-6- اهداف نظام اقتصادی از منظر شهید مطهری 61

4-7- تأثیر و جایگاه حکومت در فرآیند نظام اقتصادی 62

4-8- مبانی نظام اقتصادی اسلام از نظر شهید مطهری 63

4-8-1- اصالت داشتن فرد و جامعه 63

4-8-2- مالکیت مختلط 65

4-8-3- تفسیر دیدگاه‌های گوناگون درمورد‌ی آزادی اقتصادی 67

4-8-4- رعایت مصالح در فعالیت‌های اقتصادی 69

4-8-5- هم‌یاری 69

4-9- اهداف نظام اقتصادی از نظر شهید مطهری 70

4-9-1- تربیت و هدایت جامعه 71

4-9-2- برقراری امنیت 71

4-9-3- استقلال اقتصادی 72

4-9-4- اقتدار اقتصادی 73

4-9-5- رشد اقتصادی 74

4-9-6- عدالت اجتماعی- اقتصادی 75

4-9-7- اختیارات دولت 78

4-9-7-1- سیاستگذاری در جهت اهداف نظام 79

4-9-7-2- وضع مالیات 80

4-9-7-3- بهره‌برداری از زمین‌های عمومی 81

4-9-7-4- اداره‌ی انفال 81

فصل پنجم: مقایسه دیدگاه های شهید صدر و شهید مطهری

5- مقایسه دیدگاه های شهید صدر و شهید مطهری 84

نتيجه گيري 92

پیشنهادات 94

فهرست منابع 96

چكيده

جوامع بشری برای تأمین نیازها و توسعه‌ی نهادهای خود در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تدابیر و برنامه‌هایی دارند. صاحب نظران مکاتب گوناگون مادی (مارکیسم و سرمایه‌داری) از دیدگاه خاص خود به موضوع اقتصاد نگریسته و برنامه‌هایی را برای تنظیم امور جامعه خویش ارایه داده‌اند. به مرور زمان و با ایجاد شکاف‌های اقتصادی، بحران‌های اقتصادی، تأسیس و متعاقب آن بایگانی شدن پی در پی مکاتب اقتصادی به دلیل ناهم‌سانی با فطرت و سرشت بشر، جایگاه دین و‌اندیشه‌های دینی در قلمرو اقتصاد برای تنظیم روابط اقتصادی بیش‌تر نمودار گردید. آراء و‌اندیشه‌های فقهی صاحب نظران دینی در عرصه‌‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، که متضمن سعادت دنیوی و اخروی افراد در جامعه می باشد با گردیدّت و ضعف مورد نقد و مطالعه قرار می‌گیرد. این نوشتار کوشش می کند تا با پرداختن به نظرات و‌اندیشه‌های دو تن از فقهاء و صاحب نظران دینی در حوزه‌ی اقتصاد اسلامی (شهید آیت ا…. محمد باقر صدر و شهید آیت‌ا… مرتضی مطهری) به تبیین مباحث عمده‌ی آن‌ها در این ارتباط به پردازد. این مطالعه درپی آن می باشد تا نشان دهد که: توسعه‌ی اقتصادی پایدار، سلامت اقتصادی، امنیت روانی و… بدون تأثیرپذیری از یک نظام اقتصادی مبتنی بر آموزه‌های دینی دست نیافتنی می باشد و پس: می‌کوشد با ارایه همه‌ی اقشار در جامعه بین‌المللی باز شناسد تا در آینده بتوان از این مسیر نقبی به سوی اقتصاد اسلامی باز نمود.

واژه‌هاي كليدي: اقتصاد، نظام اقتصادی اسلامی، صدر، مطهری.

مقدمه

تحقیقات و مطالعه‌های معاصر در حوزه‌ی عرصه‌‌های گوناگون اجتماعی، اقتصادی حاکی از آن می باشد که در نظام اجتماعی به گونه بالقوه سه عنصر متخاصم هست که شرط سلامت این نظام برقراری تعادل میان آن عناصر می باشد. دولت، اجتماع و بازار سه عنصر اصلی و حیاتی جامعه‌اند. دولت بسیار قدرتمند منجر به ظهور نظام‌هایی نظیر استالینیسم می گردد. بازاری که کاملاً به حال خود رها شده و فاقد تنظیم باشد شرایطی نظیر، خیار به وجود آورده و در موقعیتی که اجتماع از قدرت بلامنازع، و مسلط برخوردار باشد می‌تواند به ظهور جنگ‌های داخلی منجر گردد. نوع ارتباط آن سه حوزه با یکدیگر در جوامع متخلف متفاوت می باشد. به گونه کلی، در طی قرن بیستم نیروهای اقتصادی رونق یافته و حجم دولت رشد قابل توجهی یافته اما پیش روی شبکه‌های اجتماعی تا حدودی تضعیف شده‌اند. این در حالی می باشد که به تعبیر ولف (wolf، 1989) هم بازار و هم دولت به بشر‌ها به عنوان پیروان قواعد می‌نگرند نه به عنوان قاعده‌سازان، در عرصه‌ی سیاست‌گزاری‌های عمومی، گروهی بر اقتصاد بازار تأکید دارند و گروه دیگر به ارتباط دولت و شهروندان توجه دارند. هر دو گروه تأثیر عنصر سوم که همانا روابط حاکم و مناسبات و مسایل اعتقادی رایج در میان کنش‌گران در عرصه‌‌های مختلف می‌باشد را فراموش کرده‌اند. حاکمیت توجه اعتقادی و باور مذهبی بر رفتارهای اقتصادی به عنوان متغیر کنترل کننده، تعیین کننده و پیش‌بینی کننده می‌تواند به تداوم انسجام اجتماعی، نظم اجتماعی و تقویت امور عام‌المنفعه در جامعه بیانجامد.

 به گونه کلی در حوزه‌ی دخالت دین در امور دنیا دیدگاه‌ها متعدد و متفاوت‌اند. یک توجه ناظر به اعتقاد ما نسبت به پیامبران در بعد تربیت و پرورش ابعاد روحی بشر بوده و بر این باورند: که تنظیم و ساماندهی امور دنیایی بشر‌ها به خود آن‌ها واگذار شده می باشد و به تعبیر بعضی از این افراد، ابلاغ پیام‌ها و انجام کارهای اصلاحی و تکمیل دنیا در سطح مردم دور از شأن خدای بشر و جهان می باشد و تنزل دادن پیامبران به حدود مارکس‌ها، پاستورها و گاندی‌ها یا جمشید و بزرگ‌مهر و همورابی می باشد. بعضی نیز با این اظهار که دین اصلاً در تدبیر دنیا دخالت نکرده و آن را به عقلا وانهاده می باشد، به تبیین این دیدگاه می‌پردازند. هرچند در این دیدگاه نیز توسعه‌ و رفاه، امری مطلوب به شمار می‌آید، دین در این امر دخالت نمی‌کند و چاره کار به خود مردم واگذار شده می باشد. عده‌ای دیگر عقیده دارند که شریعت در برابر دنیای بشر‌های بی‌تفاوت نبوده و قایل به پاسخ‌گویی دین به نیازهای حیاتی بشر هم هستند.

اگر چه اقتصاددانان و سایر عالمان اجتماعی در طول دوره‌های مختلف حیات به ابزارهای تحلیلی و تبیینی متفاوتی دست یافته‌اند و این مفهوم را از نقطه نظر نموداری با مدل‌های گوناگون مطرح نموده‌اند، اما با این تفاصیل قادر به اظهار کامل تفاوت‌های نظاره شده هم از منظر کاربرد مدل‌ها و هم از نظر الگوهای موجود نشده‌اند و از سوی این ابزارها ناتوان از پاسخ‌گویی به این پرسش اساسی بوده‌اند که چرا جوامع دارای سرمایه‌های طبیعی فراوان از نابرابری‌های اقتصادی رنج می‌برند. درعین حال یکی از مباحث بسیار مهم که به صورت کلی دارای سابقه‌ای بسیار طولانی می باشد و منابع و دیدگاه‌های نظری و برنامه‌های عملی فراوانی را نیز به خود اختصاص داده، مبحث اقتصاد می باشد.

این موضوع در میان ‌اندیشمندان، متفکران و صاحب‌نظران مکاتب الهی و مادی گوناگون با گردیدّت و ضعف مطرح بوده و طیف وسیعی از نظریه‌ها و تئوری‌های علمی را در برگرفته می باشد. این مبحث در میان متفکران اسلامی به صورت پراکنده و نیز به صورت موضوعی و بیش‌تر با صبغه فقهی به چشم می‌خورد، امّا اقتصاد اسلامی به گونه‌ی کلاسیک آن سابقه‌ی طولانی را ندارد. نخستین کسی که بحث اقتصاد را به صورت جدی در حوزه‌ی علوم اسلامی مطرح نمود، شهید آیت‌ا… محمدباقر صدر بود که با تدوین کتاب اقتصادنا و تبیین دیدگاه‌های خود در این نوشتار تحولی را در این زمینه‌ی ایجاد نمود و حتی در میان دانشمندان و صاحب‌نظران اهل سنت نیز جای خود را باز نمود.

 در نظر داشتن اسلام به عنوان دینی که دارای نظام اقتصادی می باشد و این نظام متناسب با نظام سیاسی و فرهنگی و… در صدد تحقق اهداف عالیه‌ی نظام می باشد از مبانی تفکر اقتصادی آیت ا.. صدر به شمار می‌رود. این رویکرد در راستای دیدگاهی می باشد که معتقد می باشد شریعت در برابر دنیای بشر‌ها نیز بی‌تفاوت نبوده، همه‌ی عرصه‌‌های حیات فردی و جمعی آدمی را در بر می‌گیرد و برای همه‌ی مناسبات و تعاملات اجتماعی و تحرکات فردی او پیام مشخصی دارد، بر این اساس اصولاً آبادی و احیاء آخرت مرهون و مبتنی بر احیاء دنیا می باشد.

شهید مطهری نیز از کسانی می باشد که به گستردگی و توسعه‌ی قلمرو دین و محدود نبودن آن به امور فردی و عبادی تأکید نموده می باشد. از دیدگاه وی اسلام مکتبی جامع و واقع‌گرا می باشد. در اسلام به همه‌ی جوانب نیازهای انسانی اعم از دنیایی و اخروی، جسمی و روحی، فکری یا احساسی و عاطفی، فردی یا اجتماعی توجه شده می باشد. وی درمورد‌ی‌ کسانی که حوزه‌ی دین را منحصر در مسایل فردی و آخرتی می‌دانند می‌گوید: «کسانی که گفته‌اند زندگی به گونه کلی یک مسأله می باشد و دین مسأله دیگر، دین را نباید با مسایل زندگی مخلوط نمود این اشخاص اشتباه اولشان این می باشد که مسایل زندگی را مجرد فرض می‌کنند. خیر، زندگی یک واحد و همه‌ی شئونش توأم با یکدیگر می باشد. صلاح و فساد در هر یک از شئون زندگی، در سایر شئون مؤثر می باشد.

ممکن نیست اجتماعی مثلاً: فرهنگ یا سیاست یا قضاوت یا اخلاق و تربیت و یا اقتصادش فاسد باشد امّا دینش درست باشد و بالعکس. اگر فرض کنیم دین تنها رفتن به مسجد و کلیسا و نماز خواندن و روزه گرفتن می باشد، ممکن می باشد کسی ادعا کند مسأله دین از سایر مسایل مجزا می باشد.

اسلام بشر را دارای ابعاد گوناگون می‌شناسد و به همین دلیل سمت و سوی پایه‌ها و زیربناهای اقتصاد اسلامی نیز مختلف و گوناگون می باشد. اسلام معتقد می باشد بشر بعد مادی و بعد معنوی دارد و دارای نیازهای مادی و نیازهای معنوی و نیز جنبه‌ی‌های فردی جنبه‌ی‌ی اجتماعی می باشد. دو نوع کار، ‌اندیشه‌ای و اقدام، و دو پاداش« دنیوی و اخروی» دارد.

پس زیر بناها و پایه‌های اقتصاد اسلام که برای بشر و سعادت او پیشنهاد شده مختلف می باشد. با آن که اسلام همه‌ی ابعاد وجودی بشر را اصیل می‌داند و به‌گونه کلی کنارگذاشتن و یا فدا کردن بعضی از این ابعاد را برای ابعاد دیگر نمی‌پذیرد، در عین حال به جنبه‌ی معنوی بشر توجه بیش‌تر دارد. زیرا: از نظر اسلام ابعاد مادی وسیله‌ای می باشد برای هدف‌های اخروی و کمالات معنوی بشر.

1-1- طرح تحقيق

1-1-1- بيان مسأله

برای ارایه‌ی مقایسه‌‌ای واقعی میان دیدگاه‌ها و توجه‌های موجود در مورد نظریات اقتصادی اسلام، ابتداء ضروری می باشد فهم و برداشت درست نسبت به نظریات اقتصادی اسلام دریافت و اساساً رویکرد اسلام نسبت به اقتصاد را تبیین نماییم.

از این رو لازم می باشد بدانیم نظر اسلام نسبت به نظام اقتصادی چیست؟ با مطالعه‌ی و مطالعه در ابعاد موضوع در می‌یابیم که در اسلام مال و ثروت، تولید، مبادله، مصرف و تمامی مختصات اقتصاد نه تنها مذموم و ناپسند معرفی نشده، بلکه تابع شرایط و موازین درستی مورد تأکید و توصیه فراوان قرار گرفته می باشد.

« اسلام دو پیوند با اقتصاد دارد: مستقیم و غیر مستقیم. پیوند مستقیم اسلام با اقتصاد از آن جهت می باشد که مستقیماً یک سلسله مقررات اقتصادی درمورد‌ی مالکیت، مبادلات، مالیات‌ها، ارث، هبات، صدقات، وقف، مجازات‌هایی مالی یا مجازات‌هایی در زمینه‌ی ثروت و غیره دارد (مطهری، 1379: 16).

«پیوند غیرمستقیم اسلام با اقتصاد از طریق اخلاق می باشد. در این جهت بعضی مذاهب دیگر نیز کم و بیش چنین می‌باشند، اسلام مردم را به امانت، عفت، عدالت، احسان، ایثار، منع دزدی، خیانت و رشوه توصیه می کند. همه‌ی این‌ها در زمینه‌ی ثروت می باشد یا قسمتی از قلمرو این مفاهیم، ثروت می باشد. تا حدود مسایل اقتصادی روشن نشود، حدود عدالت و امانت و عفت و احسان و هم‌چنین حدود دزدی و خیانت و رشوه، روشن نمی‌گردد (مطهری، 1379: 16).

موضوع مهم دیگری که در ارتباط با دیدگاه اسلام نسبت به اقتصاد مورد نظر می باشد در نظر داشتن اعتدال و میانه‌روی و اجتناب از هرگونه افراط و تفریط می باشد و این مهم ناشی از همه‌جانبه‌نگری و توجه چند بعدی به آن موضوع، از نظر اسلام می باشد. از این منظر رویکرد (افراط) به گونه کلی بدون درک ارزش سلامت بنیه‌ی اقتصادی، فقر و ناداری را توجیه می‌نماید.

رویکرد دیگر تفریط، ناظر بر این می باشد که منبع درآمد تمایلات بشر می باشد و عرضه‌ی هر چیزی را تابع مستقیم وجود تقاضا و میل به خرید و قدرت خرید افراد برای آن می‌داند.

از این رو حتی اگر عرضه‌ای صد در صد مضربه حال افراد جامعه باشد امّا زیرا کسانی متقاضی آن هستند و خریدار برای مواد هست پس وجودش توجیه می گردد. هر دو این رویکردها از نظر اسلام مطرود و غیر قابل پذیرش هستند. «اسلام مکاسب محرمه دارد، قبل از هر مساله‌ای در مکاسب، مکاسب محرمه را عنوان می کند، فروختن بت و صلیب را حتی به غیرمسلمانان تحریم می کند، فروختن شراب و آلات قمار و وسایل گمراهی را مطلقاً تحریم می کند، فروش کتب ضلاله را تحریم می کند، بیع سلاح برای دشمن را تحریم می کند. اسلام مجسمه‌سازی، ساختن و فروختن ظرف طلا و نقره، شعر هجایی و مدحی، نجش، اعانت ظالمین، ولایت از قبل جایر، هجاء مؤمن، اکتساب به واجبات و… را تحریم می کند.» (مطهری، 1379: 23).

مطلب سوم در این ارتباط این می باشد که همان‌گونه که نمی‌توان از هر راهی کسب ثروت و مال‌اندوزی نمود، از طرفی نظام اقتصادی نباید مانع رشد و شکوفایی در عرصه‌‌های مختلف تولید، توزیع و مصرف باشد.

 پس: از نظر اسلام، منبع درآمد نباید صرفاً متکی به تمایلات و خواسته‌های عموم باشد بلکه بایستی مقدم بر تمایلات و مصالح عموم نیز در نظر گرفته گردد. به تعبیر فقهاء خرید و فروش چیزی جایز می باشد که «منفعت محلله مقصوده» داشته باشد. این رویکرد، رویکردی می باشد واقع‌بینانه و مرتبط بر اخلاق و تربیت بشر، پس در عین این که اسلام طرفدار کسب ثروت و افزایش آن می باشد و ثروت را وسیله‌ی تأمین اهداف عالی خود می‌داند، به همین دلیل که هدف، عالی‌تر از خود ثروت می باشد، راه درآمد را تمایلات و تقاضا نمی‌داند و به عنوان این که هدف‌های اسلامی بدون اقتصاد سالم و نیروی مستقل اقتصادی میسّر نیست، اقتصاد را یکی از ارکان مهم حیات اجتماعی می‌داند.

یکی از موارد عهده‌دار مباحث اقتصادی مطرح شده توسط آیت‌ا… صدر، طرح اقتصاد اسلامی به عنوان یک «مکتب» می‌باشد. این امر در واقع زمینه‌ی‌ها و بسترهای اولیه برای طراحی نظام اقتصادی اسلام به عنوان سیستم را فراهم آورده می باشد. در واقع ایشان در قالب مکتب اقتصادی اسلام، اموری را مطرح ساختند و به ذکر لوازمی پرداختند که برای ارایه نظام‌مند اقتصاد اسلام ضروری بوده می باشد. مثلاً: توصیف مالکیت در اقتصاد اسلام، تصریح به پایه‌های بحث تخصیص منابع در آن و تشریح راه‌های کشف یک‌اندیشه‌ی منسجم و علمی کردن آن جهت استخراج قوانین اقتصاد اسلامی از این قبیل می باشد.

قبل از طرح اقتصاد اسلامی به صورت یک مکتب و پس از آن به صورت یک نظام، در واقع افکار و عقاید اقتصادی اسلام بیش‌تر به مجموعه‌ای از احکام مالی و روابط مربوط بین صاحبان اموال و دارایی‌ها و حرفه‌ها و مجموعه‌ای از قراردادهای مدوّن در فقه اطلاق می‌گردید.

از این رو جدا کردن مکتب اقتصادی از علم اقتصاد موضوع مهم مورد طرح از نظر ایشان می باشد. جایگاه دولت اسلامی در اقتصاد، پیوند امور ارزشی و اثباتی در آن، تبیین ارزش کار در مکتب اقتصادی اسلام، رشد معضلات اقتصادی و راه‌ حل مبنایی برای آن، از مباحث قابل طرحی می باشد که وی به آن‌ها پرداخته می باشد.

آیت‌ا… صدر معتقد می باشد که اقتصاد اسلامی برعکس اقتصاد مارکیستی که مدعی علمیت می باشد، علم نیست، اقتصاد اسلامی از این حیث شبیه مکتب اقتصادی سرمایه‌داری می باشد که کارش تغییر واقعیت می باشد و نه تفسیر آن، زیرا: وظیفه مکتب اقتصادی اسلام کشف سیمای کامل حیات اقتصادی بر اساس شریعت اسلام و مطالعه‌ی‌ی افکار و مفاهیمی می باشد که از پس این سیما پرتوافشانی می‌کنند.

وی هم‌چنین معتقد می باشد که اقتصاد اسلامی ادعای علمی بودن ندارد، بلکه از اهداف اجتماعی آغاز می گردد و سپس واقعیت اقتصادی را با آن در می‌آمیزد. وی توضیح می‌دهد که اسلام برخلاف مارکیسم ارتباط‌ای میان تحولات در روابط اجتماعی و روابط تولید نمی‌بیند.

شهید مطهری نیز به عنوان یکی از متفکران اسلامی آثار متعددی در زمینه‌های مختلف علوم انسانی از خود به یادگار گذاشته می باشد. وی در سال‌های پایانی حیات خود در خصوص مسایل اقتصادی به ویژه اقتصاد اسلامی در کتاب « نظری به نظام اقتصادی اسلام» نظریات اسلام در حوزه‌ی اقتصاد را مورد مطالعه قرار داد و مکاتب روز اقتصادی آن وقت را که لیبرال سرمایه‌داری و کمونیسم بود، ارزیابی نمود. مباحثی از قبیل ارزش یا ارزش اضافی، منشأ استثمار کارگران و نقد این نظریه‌ی در مکاتب سوسیالیستی، با در نظر داشتن طرح مسایل جدیدی در اقتصاد در آن دوران مانند بهره، ربا، بانک، بیمه و مالکیت و… با تبیین اسلامی از موضوعات محوری دیدگاه‌های اقتصادی ایشان می باشد.

 تعبیر اقتصاد به علم حقیقی، استعمال اقتصاد به معنای یک کلیّت با پدیده‌های مرتبط با آن، مطالعه اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی که این موضوع پدیده‌ای تازه و موضوعی ابتکاری از جانب ایشان می‌باشد، از موضوعات مهم دیگری می باشد که مورد بحث و مطالعه قرار گرفته می باشد.

 مطالعه دیدگاه‌های آیت‌ا… صدر، شهید مطهری و انجام مقایسه تطبیقی میان این دو دیدگاه در زمینه‌ی مسایل اقتصادی تأثیر تعیین کننده‌ای در ارایه چارچوب نظری اقتصاد مبتنی بر آینده‌ دین اسلام ارایه می‌نماید. در پژوهش حاضر برآنیم تا به سؤالات مطروحه در این زمینه‌ پاسخ گفته و نقاط مشترک و اختلاف میان آن‌ها را تبیین نمائیم.

تعداد صفحه :111

قیمت : 14700تومان