فایل تحقیق : پایان نامه ارشد تربیت بدنی گرایش مدیریت ورزشی: رابطه مؤلفه ­های مدیریت دانش و هوش سازمانی در هیئت­ های ورزشی استان کرمان

گرایش : مدیریت ورزشی

عنوان : ارتباط مؤلفه ­های مدیریت دانش و هوش سازمانی در هیئت­ های ورزشی استان کرمان

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد علوم و تحقیقات کرمان

دانشکده ادبیات و علوم انسانی، گروه تربیت بدنی

پايان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی (M.A)

گرايش: مدیریت ورزشی

عنوان:

ارتباط مؤلفه ­های مدیریت دانش و هوش سازمانی در هیئت­ های ورزشی استان کرمان

استاد راهنما:

دکتر کوروش قهرمان تبریزی

استاد مشاور:

دکتر اسماعیل شریفیان

پایان نامه

بخش هایی از متن پایان نامه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

فهرست مطالب:

چکیده …………………………………………1

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1- مقدمه……………………………………… 3

1-2- اظهار مسئله……………………………………… 4

1-3- ضرورت و اهمیت پژوهش………………………………………. 6

1-4- اهداف پژوهش………………………………………… 8

1-4-1 هدف کلی………………………………………. 8

1-4-2 اهداف اختصاصی………………………………………. 8

1-5- فرضيه های پژوهش………………………………………. 9

6-1- محدودیت های تحقيق………………………………………. 9

1-7- پیش­فرض­های تحقيق………………………………………. 9

‌1-8- قلمرو تحقيق………………………………………. 9

1-9- تعریف واژه­ها و اصطلاحات پژوهش…………………….. 10

1-9-1 تعریف مفهومی واژه­ های پژوهش……………………….. 10

1-9-2 تعریف عملیاتی واژه­ های پژوهش……………………….. 10

فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش

2-1- مقدمه……………………………………… 12

2-2- هیئت­های ورزشی………………………………………. 12

2-2-1 تعریف هیئت……………………………………….. 12

2-2-2 وظایف هیئت……………………………………….. 13

2-2-3 ارکان هیئت……………………………………….. 13

2-2-3-1 ترکیب مجمع………………………………………. 14

2-2-3-1-1 وظایف مجمع………………………………………. 14

2-2-3-2 ترکیب هیئت رئیسه……………………………………… 14

2-2-3-2-1 وظایف هیئت رئیسه……………………………15

2-2-3-3 رئیس هیئت……………………………………….. 15

2-2-3-3-1 وظایف رئیس هیئت…………………………… 15

2-2-3-4 وظایف نایب رئیس هیئت رئیس………………….. 16

2-2-3-5 وظایف دبیر هیئت…………………………………… 16

2-2-3-6 درآمد و هزینه­ های هیئت استان……………….. 16

2-2-4 هیئت شهرستان­ها و شهرها ………………………..17

2-3- مدیریت دانش………………………………………… 17

2-3-1 تعاریف مدیریت دانش…………………………. 18

2-3-2 انواع دانش………………………………………… 19

2-3-3 سیستم هاي مدیریت دانش…………………. 20

2-3-4 اهميت مدیریت دانش…………………………. 21

2-3-5 کارکرد مدیریت دانش…………………………. 21

2-3-6 مراحل مدیریت دانش………………………….. 22

2-3-7 مدل­های دانش و مدیریت دانش………………….. 22

2-3-7-1 مدل مفهومی مدیریت دانش………………….. 23

2-3-7-2 مدل حلزوني دانش………………………………… 23

2-3-7-3 الگوی هفتگانه مدیریت دانش………………… 24

2-3-8 مدل نیومن در مدیریت دانش…………………… 26

2-3-8-1 خلق و اکتساب دانش………………………….. 26

2-3-8-2 تسهیم دانش………………………………………… 26

2-3-8-3 سازماندهی و ذخیره سازی دانش……………… 27

2-3-8-4 کاربرد دانش………………………………………… 27

2-3-9 ابزارهای مدیریت دانش…………………………….. 29

2-3-9-1 ابزار سازماندهی دانش…………………………… 29

2-3-9-2 ابزار اخذ دانش………………………………………… 29

2-3-9-3 ابزار ارزیابی دانش………………………………………… 29

2-3-9-4 بزار تسهیم دانش………………………………………… 30

2-3-9-5 ابزار ذخیرهسازی و ارائه دانش………………………. 30

2-4- هوش سازمانی………………………………………. 31

2-4-1 تعاریف هوش سازمانی………………………………………. 32

2-4-2 مؤلفه­ های هوش سازمانی…………………………………. 33

2-4-2-1 بينش راهبردی………………………………………. 33

2-4-2-2 سرنوشت مشترك……………………………………….. 34

2-4-2-3 تغييرگرايي………………………………………. 34

2-4-2-4 روحية سازماني………………………………………. 34

2-4-2-5 اتحاد و توافق………………………………………. 34

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

2-4-2-6 عملكرد سازماني………………………………………. 35

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

2-4-2-7 فناوري اطلاعات و ارتباطات……………………………… 35

2-4-3 دیدگاه­های هوش سازمانی……………………………….. 35

2-4-3-1 هوش سازماني از ديدگاه ماتسودا……………………35

2-4-3-2 هوش سازماني از ديدگاه ويليام هلال………………… 35

2-4-3-3 هوش سازماني از ديدگاه مكمستر…………………… 36

2-4-3-4 هوش سازماني از ديدگاه کارل آلبرخت…………… 36

2-4-3-5 ديدگاه معرفت شناختي………………………………. 37

2-4-4 چهار توانمندساز کلیدی هوش سازمانی…………….. 37

2-4-4-1 رهبران فکری………………………………………. 38

2-4-4-2 انجمن های ذینفع………………………………………. 38

2-4-4-3 ادهوکراسی………………………………………. 38

2-4-4-4 سکوی دانش………………………………………… 38

2-4-5 دلايل بهره گیری از هوش سازماني در سازمان ها …………39

2-5- پیشینه پژوهش………………………………………. 39

2-5-1 تحقیقات انجام شده در داخل کشور………………….39

2-5-2 تحقیقات انجام شده در خارج از کشور…………….. 46

2-6 جمع بندی………………………………………. 51

فصل سوم: روش شناسی پژوهش

3-1- مقدمه……………………………………… 54

3-2- روش پژوهش………………………………………. 54

3-3- جامعه آماری………………………………………. 54

3-4- نمونه آماری………………………………………. 54

3-5- روش جمع­آوری داده ­ها……………………………………… 55

3-6- متغیرهای پژوهش………………………………………. 55

3-7- روش و ابزار گردآوري داده ­ها………………………… 55

3-8- روش­های آماری پژوهش………………………………………. 56

فصل چهارم: تحلیل یافته ­های پژوهش

4-1- مقدمه……………………………………… 58

4-2- یافته­ های پژوهش………………………………………… 58

4-2-1 یافته ­های توصیفی………………………………………. 58

4-2-2 مطالعه فرضیه پژوهش………………………………… 61

4-2-2-1 فرضیه اول………………………………………. 61

4-2-2-2 فرضیه دوم……………………………………… 62

4-2-2-3 فرضیه سوم……………………………………… 62

4-2-2-4 فرضیه چهارم……………………………………… 63

4-2-2-5 فرضیه پنجم………………………………………. 63

4-2-2-6 فرضیه ششم………………………………………. 64

فصل پنجم: بحث و نتیجه­ گیری

5-1- مقدمه……………………………………… 67

5-2- اختصار پژوهش………………………………………. 67

5-3- بحث و نتیجه ­گیری………………………………………. 69

5-4- پیشنهادهای پژوهش. ………………………………………77

5-4-1 پیشنهادهای مبتنی بر یافته های پژوهش……………. 77

5-4-2 پیشنهادهایی برای محققان دیگر…………………….. 78

منابع و مآخذ………………………………………. 79

فهرست منابع فارسی………………………………………. 79

فهرست منابع لاتین………………………………………. 82

پیوست ها……………………………………… 84

پیوست الف) پرسشنامه هوش سازمانی……………… 84

پیوست ب) پرسشنامه مدیریت دانش…………………. 87

چکیده انگلیسی………………………………………87

چکیده:

هدف از این پژوهش مطالعه ارتباط بین مؤلفه­های مدیریت دانش و هوش سازمانی در کارکنان هیئت­های ورزشی استان کرمان بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کارکنان هیئت­های ورزشی استان کرمان(120نفر) تشکیل می­دادند، که نمونه این پژوهش نیز برابر با کل جامعه (کل شمار) بود. از بین پرسشنامه های توزیع شده تعداد 114 پرسشنامه برگشت داده گردید. برای سنجش میزان مدیریت دانش نمونه­های پژوهش از پرسشنامه مدیریت دانش با الگوگیری از کار خامدا (خامدا، 1388) بهره گیری گردید. این پرسشنامه نیز دارای چهار قسمت خلق و اکتساب دانش، تسهیم دانش، سازماندهی و ذخیره سازی دانش و کاربرد دانش بود. بعلاوه برای سنجش و اندازه گیری میزان هوش سازمانی از پرسشنامه هوش سازمانی آلبرشت (2003) که شامل 36 سؤال می باشد و هوش سازمانی کل و هفت مؤلفه آن را مورد سنجش قرار می دهد، بهره گیری گردید. روایی پرسشنامه­ها به تأیید اساتید و متخصصین مدیریت ورزشی رسید. پایایی پرسشنامه­ها با بهره گیری از آلفای کرونباخ برای پرسشنامه مدیریت دانش(89/0) و برای پرسشنامه هوش سازمانی (90/0) به دست آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده­ها از آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون بهره گیری گردید. یافته­های پژوهش نشان داد بین مدیریت دانش و همچنین مؤلفه­های آن با هوش سازمانی ارتباط معنی داری هست. به­علاوه نتایج آزمون رگرسیون نشان داد، مدیریت دانش می­تواند پیش بین مناسبی برای هوش سازمانی باشد. بهره گیری از هوش سازماني مي­تواند قدرت رقابت پذيري يك سازمان را افزايش دهد و از ديگر سازمان ها متمايز نمايد، که یکی از این عوامل می­تواند ارتقاء مدیریت دانش در سازمان باشد.

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1- مقدمه

فناوري­هاي نوين با سرعتي سرسام­آور در حال پيشرفت هستند، به طوري كه جوامع به صورت عام و بازار به صورت خاص با شتابي وصف ناپذيربه دنبال ترفندهايي مي­گردند كه بقايشان را در اين عرصه آشفته و متلاطم تضمين كنند. سازمان­ها بايد بپذيرند كه فلسفه حياتشان تغييركرده می باشد و ديگر زنده بودن به معناي رسيدن به وضعيت سوددهي مداوم نمي­باشد و بايد به دنبال رقابت و ابزار آن باشند، چرا كه امروزه كمتر شركتي در اين عرصه به صورت سنتي و به دور از قواعد جديد بازي كسب و كار مي­كند و براي اين­كه بتواند پا به پای رقبا باقي ماند يا شايد به سختي و با مهارت بسيـار بتـواند يك قدم از آن­ها پيش گرفت، مي­بايستي به قواعد بازي كاملاً مسلط بوده تا شايد روزي بتوان خود يك قاعده جديد انگاشت. بنابراين تسلط بر فناوري­ها وابزارهای جديد در كسب و كار يك الزام و ضرورتي اجتناب ناپذير تلقي گردد (باقری 1389، 5).

يكي از ابزارهاي بي­نظير و جديد به مقصود بقا در ميان رقباي خويش بهره گیری از هوش سازمان مي­باشد. هوش سازماني به عنوان راهبردي مهم و ضروري براي حفظ مزيت رقابتي سازمان­ها و صنايع توسعه يافته و به عنوان يك ضرورت براي دستيابي به بهره­وري بيشتر در سازمان­ها و صنايع كوچك و بزرگ مطرح شده می باشد. شناسایی هوش سازمانی این امکان را به سازمان می­دهد که بتواند نیاز به تغییرات را تشخیص دهد و امکان بهينه سازی فرآیند و بهبود عملکرد خود و زیر مجموعه وابسته را فراهم سازد و با به کارگیری راه حل­های هوش سازمانی می تواند میزان تعهد کارکنان نسبت به سازمان را افزایش داده و زمینه مناسبی جهت شکوفایی استعدادهای بالقوه کارکنان و افزایش بهره­وری در سازمان را فراهم نمایند. مطالعه های محققان نشان داده می باشد که هوش سازمانی تحت تأثیر یک سری عوامل تعیین­کننده مانند مدیریت دانش، فرهنگ، استراتژی­های سازمانی و ساختار سازمانی می­باشد، که در نظر داشتن آن­ها می­تواند گامی مهم در جهت بهبود کارایی و تاثیر و افزایش هوش سازماني در سازمان باشد (کهنسال 1388، 12).

همان­گونه که اظهار گردید یکی از عوامل مؤثر و تأثیرگذار بر هوش سازمانی، مدیریت دانش می­باشد.  

مديريت دانش از طريق اطلاعات و دانش به برنامه ريزي، هدايت و تصميم­گيري صحيح درسازمان كمك مي­كند. دانش مي­تواند در سازمان توزيع گردد و مهم­تر آن­كه براي اتخاذ تصميمات مناسب باشد و از اين طريق منجر به كسب رقابتي براي سازمان گردد و در نهايت ميزان هوش سازماني را به صورت چشمگير افزايش دهد .

هوش سازماني سبب مي­گردد كه سازمان­ها آگاه­تر در بازار رقابتي ظاهر شوند و همانند بشر­ها كه از طريق هوش خود با محيط به ارتباط مي­پردازد و از دانش وتجربه خود براي حل مشكلات بهره گیری مي­كنند. سازمان­ها نيز در كسب و كار از طريق ابزارها، چهارچوب­ها و روش­هاي هوش سازماني به صورت هوشمندانه به تطبيق با محيط، حل مشكلات، كاهش هزينه­ها و افزايش سود مي­پردازد. سرمايه­گذاري در اين زمينه سبب كسب مزيت رقابتي براي سازمان مي­گردد. از سوي ديگر مديريت دانش به عنوان فرآيندي منسجم دانش ضمني و صريح را براي نيل به اين هوشمندي فراهم مي­سازد واين تعامل به صورت مستقيم و يا غير مستقيم حاصل مي­گردد. مديريت دانش از طريق گام­هاي خود به صورت متمايز با چرخه هوشمندي سازمان ارتباط مستقر مي­كند و از طريق ايجاد و كسب دانش به هدايت و برنامه­ريزي بهتر و دقيقتر هوشمندي كمك مي­كند. در اين مسير، دانش صريح از كل سازمان گردآوري و در اختيار برنامه ريزان و هدايتگران سازماني قرار مي­گيرد. اين دانش مي­توان در قالب الكترونيكي به عنوان ورودي براي ابزار­هاي سازمان باهوش مورد بهره گیری قرار گيرد (بیک زاده و همکاران 1389، 19).

دانش و تجربه افراد در كنار هم ، بويژه در تنظيمات سازماني موجب توسعه هوش سازماني مي‌گردد. هدف كليدي هوش سازماني نگهداشتن سازمان در وضعيت مناسب اطلاعاتي و ايجاد آمادگي براي سازمان پیش روی چالش­ها می باشد. اتحاد و هم افزايي ميان هوش سازماني و مديريت دانش به تعيين جريان دانش و شكاف­ها براي ارزيابي بهتر موقعيتي كه سازمان در آن قرار دارد، آن­چه لازم می باشد بداند و آن­چه بهتر می باشد دنبال كند، كمك مي­كند. مديريت دانش از طريق مديريت بهتر ايده­ها، افزايش توانمندي و بهره­وري كاركنان و رهبري مؤثر دانش مي­تواند منجر به افزايش هوش سازماني گردد. بنابراين مديريت دانش از طريق تزريق اطلاعات و دانش در سازمان­ها به هوش سازماني در فرآيند تصميم­گيري، برنامه­ريزي، هدف گذاري كمك مي­كند (طاهری 1389، 23). پس هدف از پژوهش حاضر مطالعه ارتباط بین مؤلفه ­های مدیریت دانش و هوش سازمانی در کارکنان هیآت­های ورزشی استان کرمان بود.

2-1- اظهار مسئله

دانش سازمانی به زعم غالب مدیران موفق دنیا، یکی از مهمترین سرمایه­ی شرکت­هاي سده بیست و یکم محسوب می­گردد که مدیریت بهینه آن موجب ارتقا سطح کیفی سازمان می­گردد(شاهین 1390، 19). مدیریت دانش فرآیندي می باشد که به سازمان­ها در شناسایی، انتخاب، سازماندهی، انتشار و انتقال اطلاعات مهم و مهارت­هایی که بخشی از سابقه سازمان هستند و عموماً به صورت ساختار نیافته در سازمان وجود دارند، یاري می­رساند (ستاری قهفرخی 1386، 8). در واقع مدیریت دانش”فرآیند نظام­مند و یکپارچه هماهنگی در سطح سازمانی به مقصود دستیابی به اهداف سازمانی می باشد”، که هدف از فعالیت­های آن در سازمان، اطمینان از رشد و تداوم فعالیت­ها در جهت حفظ دانش حیاتی در تمام سطوح، به کارگیری دانش موجود در تمام چرخه­ها، ترکیب دانش در جهت هم افزایی، کسب مداوم دانش مربوطه و توسعه دانش جدید از طریق یادگیری مداوم می باشد که به وسیله تجارب درونی و دانش بیرونی ایجاد می­گردد (کان یی وونگ 2005، 13). از طرفی دیگر امروزه صحبت از انواع مختلف هوش می باشد. در هر مورد، هوش به توانايي دريافت، درك و كاربرد نمادها و سمبل­ها كه نوعي توانايي انتزاعي می باشد، تصریح دارد. امروزه هوش، پيشوند بسياري از مفاهيم مديريتي شده می باشد و اين نشان دهنده تغيير نگاه سازمان­ها و متفكران سازماني از هوش تستي بر رويكرد­هاي نوين به مقوله هوش می باشد. يكي از انواع هوش، هوش سازماني می باشد. هوش سازماني يعني داشتن دانشي فراگير از همه عواملي كه بر سازمان مؤثر می باشد. داشتن دانشي عميق نسبت به همه عوامل مثل مشتريان، رقبا، محيط اقتصادي، عمليات و فرآيندي سازماني كه تأثير زيادي بر كيفيت تصميمات مديريتي در سازمان مي­گذارد، وما را براي تصميم­گيري سازماني توانمند مي­سازد(ابرزی 1385، 30). ایده و مفهوم هوش سازمانی مهم می باشد زیرا که پارادایم های جزیی دیگری همچون مدیریت دانش را در بر می­گیرد. تمرکز اصلی هوش سازمانی بر دانش می­باشد، تا آن­جایی که هوش سازمانی درحقیقت قابلیت یک سازمان درافزایش اطلاعات، نوآوری، دانش عمومی و اقدام مؤثر بر پایه­ی ایجاد دانش می باشد (یالس 2005، 52).

در سال­های اخیر مدیریت دانش به موضوعی مهم و حیاتی برای موفقیت سازمان­ها تبدیل شده می باشد. به گونه­ای که اثربخشی آنها در گرو ایجاد، ذخیره­سازی، انتقال و بکارگیری به هنگام دانش می­باشد. با این تفاصیل بسیاری از سازمان­ها آمادگی لازم را برای بهره­گیری موفقیت­آمیز از استراتژی مدیریت دانش ندارند(ستاری قهفرخی 1386، 21). امروزه با اطمينان كامل مي­توان ادعا كرد كه شناسايي و بهره گیری از هوش سازماني مي­تواند قدرت رقابت پذيري يك سازمان را افزايش دهد و از ديگر سازمان­ها متمايز نمايد. ضرورت بررسي هوش سازماني در حال حاضر پاسخ به شرايط فعلي و نياز مديران می باشد. سازمان با بهره گيري از هوش سازماني، اثربخشي بهره گیری از ساختارهاي اطلاعاتي موجود را در راستاي اهداف خويش افزايش داده و اطلاعات از حالت عملياتي و محدود شده به بهره گیری در لايه­هاي اجرايي سازمان براي بهره گیری مديران توسعه داده مي­گردد. با در نظر داشتن اينكه مديران در سازمان­هايي فعاليت مي­كنند كه متأثر از محيط داخلي و خارجي خود مي­باشند و پیش روی پاسخگويي به مسايل و مشكلات خود مثل بشر­ها نيازمند قدرت يادگيري هستند. بنابراين مسئله هوش سازماني مي­تواند در اين مهم كمك شاياني به مديران كرده و آنها را قادر سازد تا با در نظر داشتن حافظة سازماني خود پاسخگوي نيازها و مشكلات و عكس العمل به موقع به تغييرات محيطي باشند. بنابراين مديران براي پيشبرد اهداف سازماني و دستيابي به آنها نياز به هوش سازماني دارند كه بتوانند با اتكاي به آن عملكرد خود را بهبود بخشند(بیک زاده و همکاران 1389، 48). امروزه صنعت ورزش به عنوان یکی از پردرآمدترین و تأثیرگذارترین صنایع در چرخه اقتصاد یک کشور شناخته شده می باشد که حتی در روزهای رکود شدید اقتصادی، نسبت به دیگر صنایع از رکود کمتری برخوردار بوده می باشد. از این رو سازمان­های ورزشی بایستی بکوشند تا در این محیط پر تلاطم از یکدیگر عقب نیفتند تا مشتریان خود که همانا تماشاگران، سهامداران، ورزشکاران، مربیان هستند را از دست ندهند. هیـأت­های ورزشی هر استان نیز کوشش می­کنند با ارتقا و بهبود دائم سطح عملکرد خود بتوانند به نحو مؤثرتری در نیل به اهداف خود گام بردارند. یکی از مهم­ترین استراتژی­هایی که می­تواند در شرایط کنونی تاثیر بسزایی در این زمینه داشته باشد، مدیریت دانش می باشد. ایجاد زمینه و پیش شرط­های سازمانی مناسب مانند هوش سازمانی مناسب، اولین اقدامی می باشد که بایستی برای پیاده­سازی موفقیت­آمیز این استراتژی انجام گردد.

پس پژوهش حاضر به مقصود فراهم سازی شواهدی از ارتباط­ی بین زیر سیستم مدیریت دانش و هوش سازمانی انجام خواهد گرفت و به دنبال تحقق اهداف زیر می باشد:

1- آیا بین مدیریت دانش با هوش سازمانی در جامعه ی مورد مطالعه ارتباط معناداری هست؟

2- آیا بین زیر سیستم­های مدیریت دانش با هوش سازمانی در جامعه­ی مورد مطالعه ارتباط معناداری هست؟

3- آیا مؤلفه ­های مدیریت دانش قادر به پیش بینی هوش سازمانی در جامعه­ مورد مطالعه می­باشند؟

3-1- ضرورت و اهمیت پژوهش

هیئت­های ورزشی تشكيلاتي می باشد كه به مقصود فراهم کردن زمينه مساعدت جهت گسترش رشته ورزشي مربوطه و ايجاد انگيزه و نيز جذب آحاد مردم به امر ورزش و كشف استعدادها و بالابردن سطح مهارت­هاي ورزشي بر اساس اصول و مباني پيش‌بيني شده در اهداف فدراسيون و سازمان تربيت‌بدني ايجاد گردیده می باشد. اين هيأت نماينده و جانشين فدراسيون ورزشي مربوطه در استان بوده كه فعاليت­هاي مرتبط در سطح استان را برابر مقررات فدراسيون مربوطه و بين‌المللي و هماهنگي با اداره تربيت‌بدني استان و با رعايت كامل قوانين اجراء و نظارت مي‌نمايند. درعصر اطلاعات و ارتباطات، بشر­ها بزرگترين سرمايه هاي هر سازماني مي­باشند. بسياري از دانشمندان دانش مديريت سرمايه­هاي انساني را يگانه منبع پايدار مزيت رقابتي سازمان­ها مي­دانند (رحمتی 1390، 63). ایکوجیرو کارشناس معروف معاملات ژاپن می­گوید:” در اقتصادی که تنها چیز با ثبات، بی­ثباتی می باشد، یک منبع مطمئن و با دوام مزیت رقابتی، دانایی می باشد.”وقتی هر شب تقاضاها تغییر می­کند، فن آوری­ها توسعه می­یابد، رقبا زیاد می­شوند، سازمان­هایی موفق هستند که همواره دانش جدید ایجاد کنند. آن را به گونه گسترده در سراسر سازمان اشاعه دهند و به سرعت آن را بصورت فناوری­ها و محصولات جدید نشان دهند (حسینی 1385، 102). پیلار اعتقاد دارد که دانش (و خصوصاًٌ ایجاد دانش، در امتداد انتشار و جمع­آوري آن در سازمان می­تواند یک منبع استراتژیک کلیدي براي یادگیري سازمانی باشد(راب 2003، 78). از طرف دیگر سازمان­ها در محیط پر از تغییر و تحول قرار دارند و برای بقا و تداوم فعالیت خود نیاز به افزایش دانش و آگاهی کارکنان و پرسنل خود دارند. پس هر مکانیزم سازنده­ای که برای افراد چنین امکانی را برای افزایش دانش و آگاهی فراهم سازد، به گونه طبیعی به کارآیی و اثربخشی سازمانی کمک خواهد نمود و بقا و تداوم فعالیت و رقابت آن سازمان را موجب خواهد گردید. از طرف دیگر برای پیشرفت و توسعه ورزش کشور، ادارات ورزش و جوانان استان­ها تأثیر بسیار مهم و کلیدی در برنامه ریزی، سازمان­دهی، و اجرای فعالیت­های ورزشی را دارا هستند و این ادارات در صورت داشتن مدیریتی کارآمد و اثربخش بهتر می­توانند به توسعه و پیشرفت ورزش در کشور کمک کنند (رحمتی 1390، 70).

همانگونه كه در دنياي انساني و در حيات پرتلاطم بشري بشر­هايي موفق و كارآ خواهند بود كه داراي هوشي سرشار و بهره­مند از درجه­ي هوشي بالا باشند، قطعاً در دنياي سازماني نيز وضع به همين­گونه خواهد بود، به خصوص اين كه در عصر حاضر هر چه زمان به جلوتر مي رود با در نظر داشتن پيشرفت علوم و فنون و پيدايش نيازها و چالش­هاي جديد، سازمان­ها نيز پيچيده­تر و اداره­ي آن ها نيز مشكل­تر مي­گردد و نیاز به دانش جدید بیش از پیش مورد تأکید قرار می­گیرد (غلامی 1390، 53). اكثر مديران اجرايي بر اين باور هستند كه دانش مهمترين موهبت يا نعمت در سازمان می باشد. آنها باور مي­كنند كه آگاهي مغزي، ذهني و هوشياري، اصلي عمده و مهم در سازمان آن­ها می باشد، همان چيزي كه موجب ايجاد رقابت در سازمان    مي­گردد، لذا کوشش مي­كنند تا از هوش سازماني بهره ببرند تا به يك رقابت صحيح دست يابند (ليبويتز 1999، 79). در دنياي امروز ارتقاء هوش سازماني يكي از الزامات غيرقابل انكار براي اغلب سازمان­هااست تا بتوانند از طريق كسب و تجزيه و تحليل اطلاعات، و همين گونه افزايش دانش و ايجاد آگاهي، بر قابليت­هاي خود بيفزايند. از طرفی نیز افزايش هوش سازماني موجب مي­گردد سازمان­ها اطلاعات محيط اطراف خود را سريعتر و با دقت بيشتري تجزيه و تحليل كرده و نتايج حاصل را به طريق سودمند ذخيره و در مواقع مقتضي در دسترس تصميم­گيرندگان قرار­دهند. اين امر جريان تبادل اطلاعات و دانش را در بستر سازمان تسريع كرده و اثربخشي فرآيند تفكر و تصميم­گيري جمعي را به نحو چشمگيري بهبود مي بخشد (شاهین 1390، 60). ميزان هوش سازماني سازمان­ها، مانند بشر­ها، متغير و متفاوت می باشد. يعني مجموعه اي از عوامل دروني و بيروني در بروز و رشد آن تأثير مي ­گذارد. سازمان­ها نيز همانند بشر­ها، درجه­اي از هوشمندي را به نمايش مي­گذارند. برخي از سازمان­ها بسيار كند ذهن هستند.آنها حتي نمي­ توانند سيگنال­هاي بسيار قوي از تغييرات محيط خود را تشخيص دهند و در پاسخ به اين محرك­ها بسيار ناتوانند. اين سازمان­ها به آرامي ياد مي­گيرند و بدون هيچگونه درك و بينش اشتباهات قبلي خود را تكرار مي­كنند (غلامی 1390، 107).

با در نظر داشتن نکات ذکر گردیده و با در نظر داشتن تأکید دولت به اقتصادهای دانش محور در افق توسعة کشور، و همچنین مزایای مدیریت دانش و شناخت بهتر عوامل موفقیت آن به ویژه هوش سازمانی، و همچنین اين­كه هم اكنون موضوع مدیریت دانش و هوش سازماني به عنوان يك نياز شناخته مي­گردد و موضوع جديدي مي­باشد و به دليل كمبود پژوهش­هاي صورت گرفته در ارتباط با موضوع هوش سازماني در ايران، و بخصوص در سازمان­های ورزشی، اين موضوع نيازمند بحث بيشتري مي­باشد. تا از يك طرف مديران و دست اندركاران سازمان­ها با مقوله مدیریت دانش و هوش سازماني و همچنین ابعاد آن آشنا باشند و هم بتوانند عملكرد خويش را با در نظر داشتن ابعاد هوش سازماني بهبود بخشند. پس هیأت­های ورزشی استان ها می­توانند ضمن ارزيابي وضعيت مدیریت دانش به کمک هوش سازماني به ايجاد تنوع در منابع مالي، تحليل برنامه­ ها و عملكردها، توسعه چشم اندازها، باز تعريف ماموريتها و طراحي راهبردهاي مناسب بپردازد.

تعداد صفحه : 107

قیمت : 14700تومان